یکشنبه،13 مارس 2006

طلاق دموكراسي در كشورهاي غربي و دموكراسي در ايران


دموكراسي يك نظام وسيستم حكومتي است كه شايد بتوان گفت غالب كشورهاي جهان از جمله كشورهاي غربي و آمريكايي داراي چنين سيستم حكومتي بوده و در تبليغات روزافزون خود سعي بر آن دارند تا سيستم حكومتي خود را تبليغ نموده و خود را نماد عيني دموكراسي بدانند و با استفاده از رسانه هاي جمعي و حربه هاي اقتصادي و سياسي ديگر كشورها را به اين نظام حكومتي ترغيب و تشويق نمايند و نظام بدون سيستم دموكراسي را غير مردمي و غير مشروع دانسته و از كشورهايي كه داراي نظام دموكراسي بوده حمايت و بقيه كشورها را با هر نوع نظام و رژيم حاكم محكوم و تحت فشار قرار مي دهند تا خود را با سيستم حكومتي دموكراسي مورد نظر غربيها هماهنگ كنند. در حالي كه در واقع از سيستم دموكراسي در غرب فقط اسم و نشاني بيش نمانده است و الگوها و مدل هاي دموكراسي بصورت فرمايشي و جهت حربه هاي تبليغاتي و هجمات سياسي و نظامي بوده و اصل حكومت مردم بر مردم در غالب شعار و تبليغات مي باشد و روح حاكم بر دموكراسي در اين نظام ها كمتر ديده مي شود، در كشورايران بعد از ظهور رژيم حكومتي جديد و وقوع انقلاب اسلامي تحت لواي ولايت الله و حكومت قرآن همچنان كه انتظار مي رفت مورد هجوم وسيع و بي امان تبليغات دروغين غربي قرار گرفت و از آنجايي كه منافع ملي آنها در ايران با وقوع انقلاب و جايگزيني نظام مردم سالاري ديني با نظام ستم شاهي سابق در خطر جدي افتاده بود طي سه دهه از عمر انقلاب تا كنون غربي ها بويژه آمريكا از در عناد و دشمني با اين نظام و سيستم حكومتي برآمده و از هر گونه توطئه و حربه اي ناجوانمردانه و غير انساني براي سقوط رژيم اسلامي فرو گذاري نكرده است، اما با تأمل بر نظام حكومتي جمهوري اسلامي ايران كه مردم بهاي سنگيني براي آن پرداخته اند و با تجزيه و تحليل قوانين و مقررات آن در مي يابيم كه نظام مردم سالاري ديني حاكم بر ايران يك نوع دموكراسي اسلامي مي باشد كه شايد تنها نظام موجود در جهان كنوني باشد كه خواسته و توانسته است مردم را در نظام سياسي ، فرهنگي و اقتصادي خود مشاركت داده و سرنوشت مردم را بدست خودشان بسپارد و قوانين اين نظام نشأت گرفته از قرآن و احكام الهي بوده و خداوند بهترين و والاترين حاكم بر جهان هستي مي باشد كه عدالت و انصاف و برادري در آن حرف اول را مي زند. نظام حكومتي جمهوري اسلامي ايران و قوانين مدون آن نشان دهنده نقش حساس و پر اهميّت مردم در تعيين سرنوشت خود بوده و با گذشت بيش از 26 سال از استقرار حكومت ديني در ايران ما هر ساله شاهد يك رفراندوم و همه پرسي سياسي و اجتماعي از مردم بوده‌ايم كه جهت تعيين و انتخاب رياست جمهوري ، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، شوراهاي اسلامي شهر و روستا و غيره به پاي صندوق هاي رأي رفته و به تمام جهانيان به ويژه سردمداران نظام هاي به اصطلاح دموكراسي غربي و آمريكايي نشان دادند كه در سايه يك حكومت اسلامي و با تبعيت از نظام ولايت محوري و اعتقاد راسخ به ولايت فقيه نيز مي توان حكومت كرد و قدرت اداره جامعه و مردم را داشت. با مراجعه به سابقه تاريخي نظام هاي دموكراسي غربي اعم از اروپا و آمريكا كه سابقه ديرين و صد ساله در استقرار دموكراسي خود داشته اند تا بحال چنين مشاركتي مدني كه برخاسته از يك جامعه مدني مي باشد ودر آن سالي يكبار انتخابات انجام مي گيرد وجود نداشته است اگر هم باشد ما كمتر سراغ داريم، تغيير و تحول حكومتي از نظام شاه سالاري بجاي مردم سالاري ديني و استقرار نظام دموكراسي اسلامي كه درجهان كنوني بي سابقه و شايد كم سابقه مي باشد کليه تئوريهاي سياسي و اجتماعي را كه حكومت ديني نمي تواند مردم و جامعه را اداره كند و توانايي تدوين و تنظيم قانون براي سامان دادن به يك حكومت واحد و ايده آن را ندارد و در دام يك حكومت تماميت خواه و استبداد ديني به سبك قرون وسطي خواهد افتاد برهم زد. و ما با گذشت بيش از 26 سال از عمر حكومت اسلامي در ايران مي بينيم كه مردم نه تنها از حكومت اسلامي و دموكراسي ديني خود دلسرد نشده و از اصول آن عدول نكرده اند بلكه براي تداوم و تثبيت حكومت خود تمام همّت و تلاش خود را بكار بسته و حاضرند بهاي سنگيني براي بقاي نظام خودبپردازند و اين را در طول دو دهه اخير نشان داده اند و عليرغم تبليغات و هجمه وسيع فرهنگي و سياسي غربي ها كه اكثر رسانه هاي جمعي از جمله ماهواره و اينترنت را در سراسر جهان در دست خود دارند و دعا مي كنند كه مردم ايران دموكراسي را طلاق داده و از رسيدن به اهداف خود سرد و نا اميد شده اند و خواهان رسيدن به سيستم حكومتي جهاني يعني دموكراسي به شيوه غربي آن هستند ما در عمل به وضوح مشاهده مي كنيم، درك و فهم غربي ها و سردمداران قدرت و رسانه هاي جمعي از نوع زندگي مردم ايران و فرهنگ حاكم بر آنها و ريشه هاي اعتقادي آنان كه نشأت گرفته از فرهنگ سرخ شيعه علوي مي باشد و سمبل و الگوي مردم حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) و مهدي موعود مي باشد، پايه و اساس سيستم حكومتي رژيم حاكم بر ايران را نشان داده و دموكراسي بر اساس اصول و قوانين اسلامي و ديني بهترين نوع دموكراسي در جهان بوده كه مردم را در تعيين سرنوشت خود آزاد گذاشته و از هر گونه خود كامگي و استبداد بدور بوده و رأي مردم در اين نظام ميزان قرار گرفته و مشروعيت اجرايي و عيني حكومت از آراء مردم نشأت مي گيرد و بدون حضور و وجود مردم و انتخاب آنها هيچ نوع حكومتي حتي حكومت ديني مستقر نگرديده و استحکام نخواهد داشت و عدم حضور مردم مانع اجراي احكام ديني و الهي شده و حتي خداوند در قرآن نيز مي فرمايد: ما سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهيم مگر آنكه آن قوم بخواهد سرنوشت خويش را خودشان تغيير بدهند، از طرف ديگر با نگاهي گذرا به دموكراسي غربي و نظام هاي حاكم بر جهان صنعتي اروپا و آمريكا ما شاهد بروز بحرانهاي ريشه اي سياسي و اجتماعي در اينگونه كشورها مي باشيم كه ريشه در سيستم هاي حكومتي به اصطلاح دموكراسي غربي داشته و گسترش روز افزون قيام هاي مردمي و شورش هاي مخفيانه سازماندهي شده توسط سازمانهاي مردمي و غير دولتي در كشورهاي مختلف و مخالفت آنها با ابرقدرت ها و تماميت خواهان حتي در كشور خودشان بيانگر به بن بست رسيدن دموكراسي و حكومت به ظاهر مردم بر مردم بوده و تمام اين حركتها و تحولات اجتماعي خزنده ريشه و پايه ديني داشته و نفوذ دين و معنويات در زندگي مردم و دلسرد شدن آنان از حكومت هاي بظاهر دموكراسي خود و پناه بردن به دامان دين و اعتقادات دوران افول اين گونه حكومت ها را نويد مي دهد وعده خداوند كه اسلام دين جهاني خواهد شد و محرومان بر روي زمين حاكم خواهند شد بزودي تحقق خواهد يافت انشاء الله .

یکشنبه،13 مارس 2006